خرید بک لینک
کاش شب که میشد و میخوابیدیم صبح ها تاریک تر از شب بود.چشممان عادت داشت به تاریکی.کورمال کورمال میرفتیم اول صبحی هم را بغل میکردیم.دِل را میدادیم و قلوه را میگرفتیم در آن تاریکی صبح.چقد قشنگ تر میشد که توی آسمان صبح ستاره داشتیم.

کاش ظهر ها سردترین هوای روز را داشت.کاش دماغمان یخ میکرد از سرمایِ سر ظهر.کاش از سرِ لوس بازی هوای تاریک و سرما هر صبح هر ظهر هر شب میخزیدیم بغل هم...

برچسب: اینجا,دورتَرین,نقطه, نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

سرد_خاموش_شب_دلِ پر غصه_خونه_خاک_خیس_انگشت_چوب_دقت_دالون_خط کف دست_

برچسب: نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

همین امروز صُب فک میکردم وختی یه اتفاق خیلی بد واسه یکی میفته فقط به نظر ما که خیلی دوریم و از بیرون نیگا میکنیم خیلی تلخه.میگفتم خدا دلش نمیاد هیشکی انقد زجر بکشه.همون اولِ کاری جونِ طرفو میگیره، بش مرگ خوب میده... میگفتم اون آدمی که ما میبینیم سرش بلا میاد فقط یه جسم خالیه وگرنه روحشو خدا نذاشته یه ذرَم اذیت شه...الان خیلی زَخمیم.ینی روحم.ینی دل و دماغشو ندارم دیگه صبا پاشم.دوس دارم بخوابم.اونقد که بمیرم.دیگه دلم نمیخواد اَداشو دربیارم حالم خیلی خوبه.دلم میخواد یه گوشه بی صدا تموم شه.همونجوری که بابا گفت میخوام سر به تنت نباشه... آخ چقد غمِ زیاد بو میده.بو گند.بوی آشغال.بوی اینکه فقط باید قو

برچسب: نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

خوابم خوب بود.توش دریای طوفانی داشت.توش آدمای دوس داشتنی داشت.توش خوشگذرونی و قشنگی داشت.وِل کنیم این دنیا رو.بریم سرمونو بذاریم بخوابیم...

برچسب: میکنم,دیگه, نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

خستم.دلم لَم دادن میخواد و دیدن...

هیشکی تو جریان احوالِ کسی نیس.شما فقط ازین که لیستتون طولانی شه خوشتون میاد.مسئله ی در جریان بودن مهمه...

برچسب: خوشم,نمیاد, نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

هر هشتم ؛ خاک بر سر میشم.دلم واسه آدمی تنگ میشه که نباید بشه.واسه مترویی که تو راهرواش کلی خاطرهی بوگندو افتادن اونجا.واسه بافت سبزِ قدیمیش.واسه ماشینِ داغون و به دردنخورش.واسه چهرهی داغون تر و اعتماد به نفس الکی بالاش...

کاشکی که یادم میرف.یه روزی میشد که از ذهنم رفته باشه...

برچسب: استخوانهایی,دوست,داشتند, نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

تنها چیزایی که یادمه صدای رادیوی خرابه.بعدش یه آهنگ آروم بعدش صدای شهاب که میگه میتونم تصور کنم من نوازنده ی همین آهنگیم که داره از رادیو پخش میشه...

اونور یکم دورتر اون آقاهه با دوقلوهایی که میومدن واسه زیان فرانسه پای میزِ صبونه دارن میخندن و بازی میکنن...

سر کوهِ بلند نی میزنُم نی...

برچسب: جونوم,تفنگه, نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

آدمی به خوردن ناملایمات زندگیش زنده است.به اینکه مثل هیچ وقت به رویش نیاورد.

دستت را به من بده ... دستهای تو با من اشناست...

برچسب: نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:17

صفحه بندی