کاش ظهر ها سردترین هوای روز را داشت.کاش دماغمان یخ میکرد از سرمایِ سر ظهر.کاش از سرِ لوس بازی هوای تاریک و سرما هر صبح هر ظهر هر شب میخزیدیم بغل هم...
برچسب:
نویسنده: یگانه خلیلی
برچسب:
نویسنده: یگانه خلیلی
کاشکی که یادم میرف.یه روزی میشد که از ذهنم رفته باشه...
برچسب: استخوانهایی,دوست,داشتند,
نویسنده: یگانه خلیلی
اونور یکم دورتر اون آقاهه با دوقلوهایی که میومدن واسه زیان فرانسه پای میزِ صبونه دارن میخندن و بازی میکنن...
سر کوهِ بلند نی میزنُم نی...
دستت را به من بده ... دستهای تو با من اشناست...
برچسب:
نویسنده: یگانه خلیلی